الشيخ وحيد الخراساني

39

توضيح المسائل ( فارسي )

مجردات وماديات است ، عدم ونيستى وزمان ومكان در ساحت قدس أو راه ندارد . ) از امام ( عليه السلام ) پرسيد : پس دليل بر أو چيست ؟ آن حضرت أو را به آيات خداوند در أنفس وآفاق هدايت كرد ، وبه تأمل در بنيان بدن تذكر داد ، كه از وجود اين بنا ودقايق صنع ولطايف حكمتى كه در ساختمان آن به كار رفته ، به وجود علم وحكمت باني اين بنا ، پى ببرد ، وأو را به دقت نظر در ابر وباد وحركت خورشيد وماه وستارگان وا داشت ، كه به تفكر در عجايب قدرت وغرايب حكمت در اجرام آسمانى به تقدير عزيز عليم برسد ، واز حركت متحركات علوي به محركى منزه از حركت وتغيير ، ايمان بياورد . ( 1 ) ج : تطورات مادة وطبيعت دليل قدرتى برتر از مادة وطبيعت است ، زيرا تأثير مادة ومادي محتاج به وضع ومحاذاة است - مثلا آتشى كه در حرارت جسمي تأثير مى كند يا چراغى كه شعاع آن فضايى را روشن مى كند ، تا نسبت خاصي به آن جسم وفضا پيدا نكند ممكن نيست آن جسم به حرارت آن آتش گرم ، يا آن فضا به نور آن چراغ روشن شود - وچون وضع ونسبت با معدوم محال است ، تأثير مادة وطبيعت در پديده هاى مختلفي كه در مادة وطبيعت نبوده وبه وجود آمده ومى آيد ممكن نيست ، وهر معدومى كه در آسمان وزمين موجود مى شود ، دليل وجود قدرتى است كه تأثير آن محتاج به وضع ومحاذاة نيست وما وراء جسم وجسمانيات است ( إنما أمره إذا أراد شيئا أن يقول له كن فيكون ) ( 2 ) د : ايمان به خدا در سرشت آدمي است ، زيرا انسان به حسب فطرت ، خود را موجودى وابسته ومحتاج به نقطهء اتكايى مى يابد ، ولى اشتغال به أسباب وتعلق به علايق مانع از وجدان آن نقطهء اتكا است . هنگامى كه بيچارگى از هر جهت ونااميدى از هر چاره سازى حاصل شود ، وهر چراغ فكرى را خاموش وهر دست قدرتى را عاجز ببيند ، وجدان خفتهء أو

--> 1 . التوحيد ، صفحهء 250 . 2 . سوره ء يس ، آيهء 82 ( اين است وجز اين نيست امر أو هر گاه اراده كند چيزى را كه بگويد براي أو باش ، پس مى باشد )